پادشاهی طهمورث

طهمورث پسر هوشنگ بر تخت شاهی نشست و سی سال فرمان راند. از نخستین کارهای او این بود که رشتن پشم گوسفند و میش و پنبه‎ریسی و پارچه‌بافی را بنیاد نهاد. حیواناتی چون سیه‎گوش و یوز و باز و شاهین را دستآموز کرد و ماکیان را به خانه‌ها آورد. دستور او (وزیر او) شیداسب نماز شب و روزه را به آئین دینی افزود. طهمورث دیوان[1] را به بند کشید. آنها از طهمورث خواستند تا جانشان را نگیرد و در برابر آن، نوشتن را به خسرو بیاموزند:

پسر بُد مر او را یکی هوشمند
بیامد به تخت پدر برنشست
پس از پشت میش و بره پشم و موی
رمنده ددان را همه بنگرید
ز مرغان همان آنکه بُد نیکساز
بیاورد و آموختنشان گرفت
مر او را یکی پاک دستور بود
گزیده به هر جای و شیداسب نام
همان بر دل هر کسی بود دوست
همه نرّه‎دیوان و افسونگران
جهاندار طهمورث بآفرین
کشیدندشان خسته و بسته خوار
که ما را مکش تا یکی نو هنر
نوشتن به خسرو بیاموختند
جهاندار سی سال از این بیشتر
برفت و سرآمد بر او روزگار


گرانمایه طهمورث دیوبند
به شاهی کمر بر میان بر ببست
برید و به رشتن نهادند روی
سیه‎گوش و یوز از میان برگزید
چو باز و چو شاهین گردنفراز
جهانی بدو ماند اندر شگفت
که رایش ز کردار بد دور بود
نزد جز به نیکی به هر جای گام
نماز شب و روزه آئین اوست
برفتند جادو سپاهی گران
بیامد کمربستة رزم و کین
به جان خواستند آن زمان زینهار
بیاموزی از ما کَت آید به بر
دلش را به دانش برافروختند
چگونه پدید آوریدی هنر
همه رنج او ماند از او یادگار

[1] - دیوان را مردمان نخستین فلات ایرانی خوانده‌اند.