اشعار اجتماعی

اشعار عاشقانه لیدا آبچیان با نام هنری «رعنا»

اشعار اجتماعی لیدا آبچیان با نام هنری «رعنا»

ما فقط برای زنده ماندن ساخته نشدیم؛

بلکه برای زنده بودن

 و زندگی کردن و حس کردن

 این زندگی اینجائیم...(رعنا)

******

انسان‌ها در جستجوی معنا،

اغلب به دام ادبیات و هنر می‌افتند؛

که این دام، عین‌ رهایی‌ست...(رعنا)

******


انسان‌ها در جستجوی معنا،

 اغلب به دام ادبیات و هنر می‌افتند؛

که این دام، عین رهایی‌ست... (رعنا)

******

هرگز به آشوب جهان عادت نخواهیم کرد؛

که این عادت برابر، مرگ است.(رعنا)

******

آن‌قدر که از دست دادن چیزی،

ما را افسرده می‌کند،

از داشتن همان چیز احساس خوشبختی نمی‌کنیم...

و این ذت آدمیزاد است! (رعنا)

******


آن قدر که از دست دادن چیزی، ما را افسروده می‌کند، از داشتن همان چیز احساس خوشبختی نمی‌کنیم... و این ذات آدمیزاد است! (رعنا)

چه می‌کنند آدم‌ها، اگر موسیقی را از آنها بگیرند؟ کلمات و نت‌ها را؟ آرزوها را... و معجزه‌ی دست روی سازها را؟


هی آدمی؟

کار تو چیست؟

کار من؟

کار من افتادن و برخاستن است

به جای هر نهال،

به جای هر کبوتر،

به جای هر نفر... (رعنا)