دیرزمانی نمیپاید
رنج روزها را
از یاد خواهیم برد
آنگاه
که نگاهها
در گسترهی هستی
به هم بپیوندند
و چشمهها بیهراس سنگ
رهسپار رودها شوند
و جادهها
سرسبزِ عطر بهاران
رقص شقایق
سر دهند
و نسیم صبحگاه
گرد خستگی
از جانها بروبد
و تکرار روزمرگیها
مدفون خاک گردد
و قاصدکها
برای مسافران
دستی به شادی
تکان دهند
دیدگاه خود را بنویسید